سه مقاله در مورد مدیریت ابزار، Tool Management
1- Development of Tool Management Database System (Keywords: Decision Support System, Flexible Manufacturing System (FMS), Material Requirements Planning, Tool Requirements Plannning)
2- Emergent Synthesis in Supply Network Tool Management (Keywords: Tool Management, Delivery Forecasting. Supply Networks, Multi-agents, Neuro-fuzzy Systems)
3- Joint Lot Sizing and tool Management in a CNC Enviroment (Keywords: Computer Numerical Control (CNC), Flexible Manufacturing Systems (FMS), Lot Sizing, Tool Management)
به جای اینکه بشینی آجیلی بخوری، حافظ بگیری دستت تیریپ روشن فکر، بشین درستو بخون! من خودم دارم مقاله ترجمه می کنم؛ ببینم کی بلده این سه تا رو ترجمه کنه؟! شب یلدا، شب درس ...
استقلالی که دریای خزر رو می ده به پوتین، آزادیی که ۳۵ تا دانشجو رو می بره اوین پارتی.
۲ تا از اون ۳۵ رفیقمون رو به بهداری زندان منتقل کردند. کلیک کنید

پاینده مانی و جاودان، جمهوری اسلامی ایران.
شعار دولت حاضر

-
هیبت و هیکلش رو نگاه کن! خوف ورت داشت؟! بنزین میسوزونه مثله شاتل! بگو ماشاالله به فرمون و دنده و کلاچ سفتش، استخون شکنه به ولای علی! دنده کمکش یاورته، تو شیب 60 درجه 80تا پر میکنه! کمکفنراش، دلیجانسواری رو تداعی میکنه! مهشکنشو میبینی، یه جفت قمر بنی هاشم انداختم، ظلمتافکن! از نظر امنیت حرف نداره، قفلشم نکنی کسی دس بش نمیزنه! رنگشو نگو، کرم قهوهای متال! سپرش تیرآهن فورجشده، آینه بغلش هم قدیه! موتورش رو نگو، 6 سیلندر داد میزنه «نفسکش»! دم و دستگاه موتورش اصل ژاپونه قربونش برم! اتاقشم سؤیته، خدا وکیلی 13 نفرشم سوار کردیم آب توی دلشون جُم نخورد! عاشق بوقشم که روش نوشته NISSAN ! جـــــــون داداش صفا کردی با ماشین؟
میخوام بدم رو بدنهاش حک کنن:
«پاترول مرد است.»
لطفاْ هر کس هر خاطره ای با این پاترول داره توی نظرات بنویسه. مرسی.
You Don't Know Me - Michael Buble
این دوتا آهنگ رو از آلبوم سال ۲۰۰۵ مایکل بابل، It's Time انتخاب کردم، یکی از بهترین آلبوم هایی که تا به حال گوش کردم... آهنگ کازابلانکا رو درخواست کرده بودن:
حتی شما هم می توانید در HaveANiceDay آهنگ درخواست کنید! بله! آقا شما! خواهر!
-
توی این شهر بزرگ، اگر هرکی یه گل بکاره، شهرمون قشنگ می شه
حتی یه گل دیواری
داستان از اونجا شروع شد که روشهای تولید 2 رو پیچونیدم تا بریم حرفای خاتمی رو گوش کنیم.
وقتی از در فنی رفتم تو دوستام رو دیدم که بر میگشتن، می گفتن عجب خر تو خریه! حتی ع.ک (ورودی 85) هم داشت بر میگشت!
(باقی داستان رو در ادامۀ مطلب ببنین، یه عالمه عکس گذاشتم!!)
اینا که این زیر می بینی «سالی سولیوان» و «مایک زووسکی»، کارگران زحمتکش کمپانی هیولاها هستند. هیچ می دونستی امروز تولد سالی بود؟!
.jpg)
Mike Wzowoski & Sally Sullivan
سالی جون تولدت مبارک!
(مطلب فردا، خاتمی در دانشگاه تهران)
-
خرگوش قصۀ ما دیروز با روباهه رفتن پیک نیک، رفتن به جنگل ابر، همونجا که آهوه قصرش رو ساخته بود. خرگوشه با خودش زیر انداز آورده بود، یه سبد پر از خوراکیهای خوشمزه و دو تا شمع که تا آخر روشنش نکردن. روباهه هم بدمینتون داشت، با دوتا شوکولات. هوا آفتابی بود.باید یه جایی رو پیدا میکردن و پیک نیک بازی رو شروع میکردن. خرگوشه از توی سبدش یه زیرانداز صورتی در آورد و انداخت زیر سایۀ درخت خرمالو. بعد یه سفرۀ چارخونۀ سبز-آبی انداخت وسطش. و بعد دو تا گیلاس درآورد + یه شیشه آب پرتقال. خیلی شیک با هم آب پرتقال خوردن. چون روباهه نمیتونست گلاس رو توی دستش بگیره، خرگوشه مهربون یه نی خوشکل بهش داد. روباهه گفت بیا بریم بدمینتونبازی کنیم. خرگوشه گفت باشه. کلی بازی بازی کردن. تا اینکه یه صدایی اومد. صدای زنگ ساعت کوکی خرگوشه بود. خرگوشه گفت دیگه وقت ناهاره. روباهه رفت که از رودخونه آب بیاره تا خرگوشه دستش رو بشوره. خرگوشه یواش یواش مشغول تهیه و تدارک ناهار شد. یه ساندیویچ خوش مزه. نون و کره و کالباس و کاهو – پنیر و زیتون و فلفل و قارچ . بعد یه نوشیدنی خنک از توی سبد جادویش در آورد. خوردن و نوشیدن . نوشیدن و خندیدن . خندیدن و گفتن . گفتن و شنیدن . شندین و ...
و بعد روباهه از توی جیب کوچولوی کوله پشتیش دو تا شوکولات درآورد. ولی یه شوکولات اضافی بود. چرا؟
سوال درکمطلب: حدس بزن چرا یه شوکولات اضافه بود؟ هه هه! دهبار دیگه هم بخونی عمراً بتونی بگی چرا !! اگه مردی (یا شیرزنی) اول توی نظرات جوابت رو بنویس، بعد برو ادامۀ مطلب رو بخون ...
-
یک «برگ» هر روز صبح بیدار میشه، نه دست و صورتش رو میشوره، نه مسواک میزنه،
تا غروب فقط به خورشید نگاه میکنه، و بعد به خواب فرو میره. دوست داری تو هم برگ بودی؟
-
-
باید کور باشی نبینی فخر رو هرجا، کنار خیابون نبینی فقر و فحشا
اینجا طهرانه.
عجب ۱۶ آذر شلوغ پولوغیه امسال:
۱- روز جهانی کودک و تلویزیون- خوشحال و شاد و خندانم، قدر دنیا رو می دانم، دست بزم من، پا بکوبم من ...

۲- روز دانشجو- دست آویزه بیگانه، آشوبگر، ناآگاه فریب خورده، ای مخل امنیت اجتماعی، شرور، جاسوسک، اوباش، دانشجو، روزت مبارک!
۳- کوروش کبیر در این روز این جملۀ معروف خودش رو اعلام کرد: «فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزای تنم قسمتی از خاک ایران گردد» (نمی دونم چرا همه sms می دن کوروش امروز فوت کرده! سالروز وفات کوروش کبیر 4 آذر بود.)
۴- جمعۀ بارونی- توی قاب خیس این پنجره ها، عکسی از جمعۀ غمگین می بینم ...
تصور کن، با پیژامه لم دادی روی تخت، جزوۀ روش تولید ۲ رو گرفتی دستت، فقط نگاهش میکنی، آخه هر چقدر میخونی ملکه (ملکۀ ذهن) نمیشه. منتظر یه اتفاق غیر منتظره ای تا بکنی از درس بری سراغ بازی گوشی. به ناگاه، تلفن زنگ می زنه، پیش شماره اش سامانیه، ور میداری، می گه یه ساعت دیگه پارتی دعوتی! و در ضمن به تجهیزات لهو و لعبت نیاز دارن...
اولین عکس العملت چیه؟
(یاداشت فردای اون شب در ادامۀ مطلب)
وقتی میرقصی تو شادی، یا داری یه حس عادی، وقتی روی تار صدات، زمزمههای دلنواز، طنین قهقه خندهات، با نوازش میزنه ساز، وقتی از برق نگاهت، میدرخشه روی ماهت، وقتی از انعکاس نور ... [بقیهاش رو گوش کنین]
یه آهنگ درخواست کرده بودن:
شما هم میتوانید در haveaniceday آهنگ درخواست کنید!
-
در مورد Emo Mike دانشکده فنی چیزی شنیدین؟ «مردی که انتگرال میگیرد» چطور؟ رفیق فاب آنجلیکا؟ بابا، جکسون که دیگه میشناسی؟!!
تریپ فتوژنیک. مایکلجکسونباز بااستعداد. لهجۀ اینگلیشش که نگو. حتی فکرشم نکن که بتونی با شاخ ریاضیش بازی کنی ...
مفتخرم که نامش رو اینجا بیارم ... و اون کسی نیست جز جکسون، سینا جکسون..
امروز رفتم سر کلاس حلتمرین ریاضی یکش؛ بابا این بچه خیلی کارش درسته ، یه مشت سالکفی نشستن تند تند ازش سوال میپرسن، تند و تند جواب میده، کم هم نمیآره. یه چیز جالب یاد گرفتم ازش:
-
این رابطه 5تا عدد مهم ریاضیات رو به هم ربط میده، e، i (عدد موهومی اعداد مختلط)، Pi، 1 عضو خنثی ضرب و صفر عضو خنثی جمع. کیف کردین؟!!
اینی که زیر میبینین هدیۀ جکسون به haveaniceday هستش، لذت ببرین:
-
What goes around, comes around
Love like you’ve never been hurt
Dance like nobody’s watching
Sing like nobody’s listening
Live like it’s heaven on earth
لذت بردین؟
قدرشو دونستم یا نه، تموم شد.
همه چیز تنها با کنجکاوی شروع شد. و شاید ریسک و جرات. لحظههای جالبی همیشه توی ذهنم هست و فراموش نمیشه. یکی از این لحظه وقتی بود که دستمو بلند کردم و ... نیم ساعت بعد عضو شورای انجمن علمی دانشجویان صنایع شده بودم. اوه ! چه وحشتناک ! چه روزهای خوبی بود وقتی میدونستی همیشه یه نفر بالاسرت هست و نگران چیزی نبودی. حامد رفیعی عزیز، متشکرم.

-
چند ماه گذشت و نوبت سمینار ISO 9000 بود... حدس بزن وقتی روز آخر سمینارو کنسل کردن چی کار کردم؟ با اچ-اچ رفتم GameNet ! اما اون تسلیم نشد، 6 ماه بعد سمینار ISO رو با تمام مشکلات و استرسهاش برگزار کرد. کوروش یزدانی عزیز، سپاسگزارم.
یک ماه بعد چشمامو باز کردم، دیدم رئیس شدم! جلسات شورای دبیران ... امضای رئیس زیر تمام نامهها ... چنین و چنان ... حس قدرت طلبیم خوب ارضا شد! و وقتی بیش از حد ارضا شد، به بنبست رسیدم. اما خیالم راحت بود که دو نفر هستن که انجمن رو میگردونن ... سجاد محمدی و پگاه سهرابی، عزیزان بسیار سپاسگزارم.
امروز، نمیدونم چرا اصرار داشت حس دلتنگی داشته باشم. الان فقط حس یه آهنگه جَز (Jazz) دارم. فکر نکن اگر اولش نوشتم «تموم شد» واقعاً تموم شده؛ نه جانم، تازه شروع شده، و واقعاً خوشحالم، تبریک اساسی میگم به تیم جدید و من هستم، کمرنگ یا پررنگ، هستم ...
قدرشو دونستم یا نه، تا آخرش هستم ...

جونی که قرار بکنی رو همین اول بکن! اصلا بحث نکن... بکن آقا، بکن! راحت کن خودتو
از بیانات استاد عزیز، دکتر کامران رضایی
-
این یارو که اینجا میبینین اسمش شایان ه. ظاهرش خیلی آروم و خجالتیه، اما گول سادگیشو نخورین، ولولهست! همین کوچولوی گوگولی مگولی که اینجا میبینین منو سرویس کرده! الان یک ماه و 7 روزه که میگه من میخوام بازیگر تلویزیون بشم! میگه چه طور «شاسخین» میتونه بره توی تلویزیون، اون وقت من نتونم؟! میگه اصلاً من شاسخینو میخوام! من دیگه باید تشکیل خونواده بدم، من باید صاحب یکی از اون چار تا خونه بشم. هی بهش میگم بابا اینا سرکاریه، اون شاسخین بدبختام روزی صدبار آرزو میکنه که جای تو باشه. این چارخونهایا خیلی بیتربیتن، تو که مثل اونا نیستی، تو گل پسری، تو قند عسلی ... نمیخوای که دوستجونتو تنها بذاری؟... من بدون تو شبا خوابم نمیبره، تو نباشی کی شبا پتو روم بکشه سرما نخورم؟! من که این همه دوستت دارم، آخه دیگه چی میخوای جیگرکم؟ شده من یه دفعه خرجیتو ندم؟ شده فقط یک بار گشنه یا تشنه بمونی؟ گفتی موبایل میخوام، گفتم چشم. گفتی ایپاد میخوام، گفتم چشم. گفتی دوستامو میخوام پارتی دعوت کنم، پارتی گرفتم برات که هیچ کدوم اینایی که الآن دارن اینو میخونن توی خواب هم ندیدن! انقدر که به تو میرسم، به خودم نه؛ انصاف هم خوب چیزیه، بین دوستات کدوم خرسی رو دیدی که هفتهای 3 بار ماساژور بیاد هر جلسه 1 ساعت تمام ماساژش بده؟!! قربون شکلت برم، نکن اینجوری. فدات شم، دل منو خون نکن. نرو [لحنش مثل اینه: تو هم نمیتونی مثل من دووم بیاری، نرو ...]
آخه من با این بچه چیکار کنم؟! به خدا قسم اگه یه پشم از سرش کنده بشه...
یکی یه نصیحتش کنه تو رو خدا...
پینوشت 1: این سریال در پیت چقدر رو همه تاثیر گذاشته! سریال نیست، تبلیغ بیفرهنگیه.
پی نوشت 2: نرو
سِسمی باز شو
به عنوان یکی از دانشجویان بدبختی که این ترم با دکتر آزادۀ عزیز درس کنترل کیفیت آماری دارم، هفتۀ دیگه رو «هفتۀ آماری» نام گذاری میکنم. هفتۀ دیگه باید تمرین گوگولی فصل 5 رو تحویل بدیم، در ضمن یه کوییز تمیز هم داریم. و البته یک فاز گندۀ پروژه زهرماری «آماری در سایت کامپیوتر» رو به صورت هارد و سافت کپی تقدیم کنیم. استاد گرانقدر هوس کردند که پروژه رو به صورت پاورپوینت در کلاس پردهگشایی کنیم.
اما این همۀ ماجرا نیست، آخر هفته مراسم اختتامیه، امتحان میانترم
-
دُکیجون! خیلی چاکریم، توی این هفته شبانهروز دعات میکنم...
از قافله روندی، بدون همیشه موندی
قانون معرفت ميگه: باهام باشي، باهاتم. ديوونه بشي، ديوونه ميشم. مريض بشي، مريض ميشم. بميري، مي ميرم. تنهام بذاري، منتظرت می مونم،
پس چی شد؟

۱۸ آهنگ شاخ از دو گروه خفن Rock Alternative ... به صورت Audio به فروش می رسد. قیمت هر نسخه ۱۰۰۰ تومان. برای خرید به خودم مراجعه کنید! فقط گوش کن تا حفظ شی، تو هیچ شاهنامه ای همچین کل کلی پیدا نمی کنی! بپا توی دستت منفجر نشه!
دوتا آهنگ از هر کدوم می ذارم، کیف کنین!
کیف کردین؟؟!

Even after all this time the sun never says to the earth "You owe me" ! Look what happens with a love like that, it lights whole the sky. (Hafez)1
یکی برای همه، همه برای یکی
تو این روزگار، چه بی معنی شده این شعار