تبليغاتX
! Have a Nice Day

 

هویج ببند سر قلاب، از بالا سرش آویزون کن تا از روی پُل رد شه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 21:48  توسط شانگوله  | 

 

«همه چیز در سوالهای احمقانه نهفته است»

                                                               [شانگوله]

 

اگه دست من بود به کسی که «جیب» رو اختراع کرد جایزه نوبل می‌دادم! تصور که لباسهات جیب نداشت، اون وقت باید همه چیز رو چار‌چنگولی دستت می‌گرفتی، کلید، اسکناس، سکه، مبایل، ام-پی-تری خون، آدامس، آبنبات، تخمه، پسته، دستمال کاغذی جیبی یا اَهی، ملزومات شخصی و اداری، تصدیقات شناسایی، تسلیحات سرد یا گرم دفاعی، مسروقات بغل‌دستی؛ همه اینا رو باید دستت می‌گرفتی. هیچ چیز جای یه جیب جادار رو نمی‌گیره. چه احساس خوبیه وقتی پنش تا تراول 200ی توی جیبت باشه، هر سه دقیقه یه بار دست کنی لمسشون کنی و با غرور به دور و وریات نگاه کنی. (در ضمن، خدا پدر اون که ایران‌چک رو چاپ کرد بیامرزه) حتی اگر چیزی هم توی جبیت نباشه، وقتی دست می‌کنی توش، یه حس دیگه از توش بهت دست می‌ده؛ توی دلت می‌گی همه توی دلشون می‌گن «طرف چه باحاله، بابا بچه باحاله.» چه ضدّحالیه جیبِ سوراخ‌ و معضلات مُنتج به آن.

جیب مردم نه فقط مکان قرار گرفتن خرت و پرتهاشونه، چه بسا جایی برای پنهان کردن اسرارشونه. یعنی اگر بفهمی هر کس توی جیبش چی داره، بازی تمومه! دستش رو می‌شه. قبول نداری؟ من برای اثبات این ادعام تحقیقات میدانی کم وسعتی از طریق پیامکِ کوتاه (!) انجام دادم. از مجموع 20 اس-ام-اسی که ارسال کردم، 15 نفر جواب دادند. جوابها فوق‌العاده بودند که همه رو در زیر نوشتم، سوال این بود: «تو جیبت چیا داری؟»

 

این سوال با منطق بعضیها، هیچ رقمه، مفهومی نداشت؛ یا اگر مفهومی داشت، خیلی بد مفهومی داشت؛

1-  جـــــان؟!

2-  جان؟

3-  جان؟!!! چی می‌خوای حالا؟

     شانگوله: هیچی، تو جیبت چیا داری؟

     هیچی به خدا! من که تقصیری نداشتم!

4-  چی؟

     شانگوله: تو جیبت چیا داری؟

     یعنی چی؟ چی می‌خوای عزیزم؟

     شانگوله: هیچی، بگو تو جیبت چیا داری؟

     خوبی؟

     شانگوله: آره، تو خوبی؟

     مرسی، خوبم. یه دکتر برو عزیزم

[3 ساعت بعد]

     شایان اون موقع خواب بودم، چی می‌گفتی؟

     شانگوله: تو جیبت چیا داری؟

     کلید، پول، آدامس. خب الآن چی شد؟

     شانگوله: هیچی

     خدا شفا بده.

 

یه نفر که چند ماه دیگه فارق‌التحصیل می‌شه کاملاً مهندسی جواب داد؛

5- سلام، واقعاً به من این اس-ام-اسو زدین؟

     شانگوله: تو جیبت چیا داری؟ من 5تا دارم، شکستنی

     حدس می‌زنم تو جیبتون تخمه یا آجیل هست! تو جیب من هیچی نیست الآن :( گاهی مبایل، یه تیکه دستمال، آدامس.

 

بعضیها یا جیب نداشتند یا اگر هم داشتند، خالیش رو داشتند، یا اگر هم پُرش رو داشتند دوست داشتند خالی به نظر برسه؛

6-  جیب ندارم!!!

7-  من که توی جیفم هیچی ندارم. (ولی حالا که منم بازیم یه عالمه آلبالو خشکه)

     خودت تو جیفت چیا داری؟ ... ادامۀ مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 18:16  توسط شانگوله  | 

گوگوش و من؛ مطلبی در مورد گوگوش و خاطراتم با آهنگهاش

 

یادمه وقتی راهنمایی بودم اولین کامپیوترم رو خریدم، یعنی بابام خرید! منم فوضول، هرروز کلّی کشفش می‌کردم. تا اینکه با تکنولوژی ام-پی-تری  آشنا شدیم؛ 5تا CD مارک Sony به رنگ طلایی برامون آوردن که روش بیش از 100 تا آهنگ ضبط شده بود! این فوق‌العاده بود؛ اما فقط با کامپیوتر می‌شد گوش کرد. از اون 5تا CD، دوتاش آهنگهای پاپ فارسی بود، یکی کل آهنگهای اِبی، یکی هایده، و CD که بیشتر از همه گوش می‌کردیم، فول‌آلبوم گوگوش بود.

خب، اون موقع من بچه بودم (می‌گه هنوز هم هستی!) ، ولی همه‌اش گوگوش گوش می‌کردم، چرا؟ نمی‌دونم، شاید بیشتر از صداش خوشم می‌اومد، شاید هم از آهنگهاش. اما مطمئنم که شعرهاش رو نمی‌فهمیدم. بیشتر از همه، آهنگ «شکار»ش رو گوش می‌دادم

 

گوگوش 

700 در 830

«وقتی رسید، آهو هنوز نفس داشت

داشت هنوزم بره‌هاش رو می‌لیسید

وقتی رسید، قلبی هنوز تپش داشت

اما اونم چشمه‌ای بود که خشکید»

 

گذشت اون دوران، گوگوش رفت و بجاش بازیهای کامپیوتری اومد، Commandos و Tomb Rider  ... اون CDهای طلایی هم توسط دوستان به یغما رفت و نفهمید که چه گنجی رو از دست دادم. کم کم علاقه‌ام به گوگوش کمتر و کمتر شد. اون آهنگ معروف گوگوش، «آخرین خبر» که با مهرداد آسمانی خونده بود، اولین بار اون آهنگ رو در GameNet شنیدم، در حالی که مشغول کشت‌وکشتار تروریستها بودم! اما این آخرین خبر گوگوش و منیفستش، اون گوگوش گوگولی قدیمی نبود...

دو-سه سال پیش سوار ماشین پشت چراغ قرمز بودیم که موزیک ماشین بغل توجه‌ام رو جلب کرد. گوش‌هام رو تیز کردم، گوگوش بود، «شکار» بود. وقتی رسیدیم خونه رفتم سراغ اون کامپیوتر قدیمی که حالا بی‌ذغال کار نمی‌کرد. از کف کمد، از زیر 30 قلم عتیقه‌جات شبیه به خودش درش آوردم. دیدم خیلی ضایع‌ست، اول یه دستمال روش کشیدم، بعد روشن کردم، ویندوز 95! ای‌ خدا !! می‌دونستم که آهنگهای خوب اون 5تا CD رو حتماً روی هاردش ذخیره کردم، گشتم و گشتم و بلاخره پیداش کردم، Googosh – Shekar.mp3  هـــــورا !! البته 50-60 تا آهنگ خوب دیگه هم بود. رفتم Flash Memory آوردم با ذوق و شوق. کامپیوتر رو اینور و اونور کردم، هرچی گشتم سوراخ USB نیافتم! CD-رایتر هم که نداشت! فقط با دیسکت راه می‌داد ... نامید نشدم، چندتا دیسکت آوردم و بسم‌الله ... هنوز دیسکت اول کارش تموم نشده بود که کل سیستم هَنگید! یه بار دیگه ذغال ریختم و ... آخرش سیستم رو بوسیدم و گذاشتم در قعر کمد! حتی نمی‌تونستم آهنگها رو گوش کنم، چون کارتِ صداش هم سوخته بود؛ مثل دماغم و جاهای دیگر

 

چند ماه پیش، دوشب قبل از عزیمت سپهر به فرنگ، فول‌آلبوم گوگوش رو ازش گرفتم؛ هر چند که تعدادی از بهترین آهنگهاش رو جمع کرده بودم. به هر حال خیلی از اون شعرها و ریتمهای اعماق ذهنم تازه‌ شدند. خیلی از آهنگهاش رو همون اول حفظ بودم (منی که دو کلمه نمی‌تونم حفظ کنم با این حافظۀ فوق‌بشریم!). اما فول‌آلبوم سپهر شکار نداشت؛

دیروز «شکار» رو شکار کردم...

 

 گوگوش کوچولو

600 در 950

اما بخونید دربارۀ گوگوش

گوگوش در 15 اردیبهشت 1328 در محلۀ سرچشمه تهران به دنیا اومد. گوگوش یه اسم پسرونۀ ارمنیه و به همین دلیل پدر و مادرش اسم شناسنامه‌ایش رو فائقه (بر وزن فائزه اسم مادر گوگوش) گذاشتند. پدرش، صابر، اکروبات‌باز معروف به آتشین بود. پدر و مادرش وقتی که گوگوش تنها 2 ساله بود، از هم جدا شدند. گوگوش و برادرش با پدرش زندگی می‌کردند. خب، از همون روزهای اول گوگوش با کافه و کاباره و صحنه بود؛ به شکل حیرت‌آوری از خوانندگان مطرح اون دوره تقلید می‌کرد، وقتی که فقط 2 سالش بود! اون وقتی 3 ساله بود با پدرش روی صحنه برنامه اجرا می‌کرد. تصور کن وقتی تمام هم‌سن و سالهاش توی تخت‌خواب شصتشون رو میک می‌زدن، خانم روی صحنه بود.

طولی نکشید که گوگوش مشهور شد ... ادامۀ مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 2:12  توسط شانگوله  | 

 

از وقتی یادمه، کوچولو بودم، تا امروز دوست داشتم یکی برام قصۀ حسن‌کچل بگه.

تبلیغ گوشی نوکیا رو توی خیابون‌ها دیدی؟ نوشته «قصه‌گویی به سبک تازه». اینا همه‌اش خالی‌بندیه؛ من امروز امتحان کردم، سر کلاس خواب‌آور QM به یه نفر که گوشی نوکیا داشت SMS دادم:

 

Sean: Yerooz hasan kachal mire salmouni, ba’d chi mishe?

nane ghesSegoO: Shepeshaye saresh mirize to salmouni, farad tamame mahal kaCHALOoOo mishan: pastar kaCHAL, paDAR kaCHAL, maDAr kaCHAL …

Sean: Ba’d mire pishe hakimBashi, ba’d chi mishe?

nane ghesSegoO: EeEe … zerangiii? Ghese majani? Man goleto nemikhoram, to dastat shaBihe paSTAre man ke nist ke!! Ey kaCHALe kolaBardar!

Sean: Dastam rangi shode, nane! Ache baroon umad khis shodam, parf umad goollle shodam oftadam too hoze naghashi

nane ghesSegoO: To paSTARE mani mage? Age pastare mani hamin alan dasteto bokoN to damaGhet!!

Sean: Bia, inam ahe damagham, dadam bacheHa das be das bedan dastet!

nane ghesSegoO: SCMet* (supply chain management) mOSHKEL dare! Hanuz chizi dastam naresidE!

Sean: L > T . Lead Timesh ro dar nazar begir!

nane ghesSegoO: AgGa CHORt nazan!! To ke beDOne gHESE khaBidi ke … paSHO, paSHO, sob shodE! Sa@ 7 o rob shodE…

Sean: Man soboune NE MI KHO RAM! Nomikham, nomokham! Loghme begir bebaram pishi bokhore

 

* SCM: مدیریت زنجیره تامین

* Lead Time: فاصلۀ زمانی بین صدور سفارش تا دریافت آن

شما قصۀ حسن‌کچل بلدی؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 22:32  توسط شانگوله  | 

 

تویی که مثل من حق انتخاب نداشتی که از کدام نقطه از این پهنۀ خاکی چشم به جهان بگشایی؛

تویی که از هیچ، تو شدی؛ از تو، هیچ می‌شوی و می‌گویند عالَمی دیگر هست که باز می‌گردی، تو

تکبر

غرور

خودخواهی

تمامَش را تمام کن؛

درونت را بشناس، جهانش را دریاب

 

پی‌نوشت:

برای «من» ــِـ فراموشکار

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 23:25  توسط شانگوله  | 

 

Tupac 

 

چند وقته از اینو اون در مورد 2pac می‌شنوم؛ داستان خوندنی داره. فقط بگم که این آقا در 25 سالگی کشته شده و تا حالا 75 میلیون نسخه از آلبومهاش فروخته شده که رکورددار فروش آلبومهای رپ دنیاست... پس کم کسی نیست. مطلب فارسی و انگلیسی در مورد 2Pac زیاد نوشتند، مخصوصا در مورد مرگش. این مطلب جمع‌و‌جور زیر رو از Rap Kurd آوردم:

 

لسانه پاریش کروکس (که در سن 6 سالگی اسم توپاک را از اسم رییس اینکاها – Tupac Amarur که در قرن هجدهم فرماندۀ جنگ در مقابل اسپانیایی ها بود, گرفت) در 16 ژوئن 1971 به دنیا آمد. بیشتر ترانه‌های وی درباره مسائل تبهکارانه و سختی‌های زندگی در گتو می‌‌باشد. وی بیشتر به دلیل مسائل سیاسی و اقتصادی و نژادی در آمریکا معروف می‌‌باشد. Afeny, مادر او, عضو گروه پلنگ های سیاه(Black Panthers ) بود. وقتی که او باردار توپاک بود ، به علت بمب گذاری به 30 سال زندان محکوم شد. ولی بدون وکیل ، از خودش دفاع کرد و یک ماه قبل از تولد توپاک از زندان آزاد شد.

 
توپاک هم طبق عقاید گروه پلنگ های سیاه بزرگ شد ... ادامۀ مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 13:6  توسط شانگوله  | 

 

As I drift away... far away from you,

I feel all alone in a crowded room,

 همین که ازش دور می‌شم

یه جای شلوغ، تنها می‌شم

Thinking to myself

"There's no escape from this

fear,

regret,

loneliness..."

«گریزی نیست، از ترس، افسوس و تنهایی»

 

Visions of love and hate

A collage behind my eyes

Remnants of dying laughter

Echoes of silent cries

پژواک فریادهای خاموش

 

I wish I didn't know now that

ای کاش ...

I never knew then...

Flashback

Memories punish me again

خاطرات آزارش می‌ده

Sometimes I remember all the pain

و آنگاه که تمامش را به یاد می‌آره

that I have seen

تمام دردی که دیده بوده

Sometimes I wonder what might

have been...

 

Visions of love and hate

A collage behind my eyes

Remnants of dying laughter

ته‌مانده‌های خندۀ مرگ

Echoes of silent cries

 

And sometimes I despair

At who I've become

نومیدی، از آنچه‌ شده‌

I have to come to terms

With what I've done

باید بسازد، با کرده‌اش

 

The bittersweet taste of fate

شیرینی و تلخی سرنوشت

We can't outrun the past

Destined to find an answer

پاسخ در پیشی گرفتن از گذشتۀ مُقدر است

A strength I never lost

و نیروی خستگی‌ناپذیر

I know there is a way

گزیری هست

My future is not set

For the tide has turned

آینده‌اش برای ورقِ برگشته واقع نیست

But still I never learned to live

without regret.

 

Visions of love and hate

دو روی عشق و نفرت

A collage behind my eyes

اختلاط رنگها در پس چشمهایش

Remnants of dying laughter

Echoes of silent cries

Regret - Anathema

 

گاه، رگرتِ آناتما تنها موزیکی‌ست که می‌چسبد.

و آنگاه –حتی– خَشِ خشمگین صدای Nickelback هم چاره‌ساز نیست

Rockstar – Nickelback

 

پی‌نوشت:

حیوونم رو گربه کُشت.

اختلاطِ رنگهای در پس چشمهایش هم‌رنگِ مرگ بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 22:51  توسط شانگوله  | 

 

مواضب جلدِت باش، شیطون در کمینه

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 23:3  توسط شانگوله  | 

 

سلام. من شایان هستم. تولدم مبارک؛ متشکرم که اجازه دادی روز تولدم اینجا یه چیزی بنویسم، شا شا شانگوله!

خیلی خوشحالم، بلاخره یک سالم شد؛ هرکی ازم پرسید چند سالمه، می‌تونم بگم یک سالمه! رفاقت من و شانگوله از یک سال پیش شروع شد. اون اوایل سایۀ همو با تیر می‌زدیم؛ من 2 هفته توی یه پاکت کادو توی یه کیف آبی آویزون از در دفتر انجمن بودم. بعد شانگوله منو با خودش برد خونه و یه راست انداخت توی یه سیاه‌چالِ تاریک و گرم که بعدها فهمیدم کمد لباسش بوده. انقدر شبهای ترسناکی رو توی اون کمد تاریک گذروندم که هنوز پشمهای تنم سیخ‌سیخی مونده. یادمه یه شب، یهو یه صدای خیلی خیلی بلندی اومد، 60 متر پریدم هوا از ترس؛ شانگوله گاهی اوقات هوس می‌کنه آهنگای Rock/Metal با Volume بی‌نهایت گوش کنه! خیلی خره!

 

یه روز که از حموم اومده بود و طبق معمول در کمدش رو باز کرد و دوباره اون نور لعنتی چشمهام رو از حدقه در آورد. نفهمیدم چی شد، چی نشد، یهو چنگول‌های یه خرس گنده‌تر از خودمو احساس کردم که محکم شیکمم رو گرفت، از روی زمین بلندم کرد. داشتم خفه می‌شدم، هنوز چشمهام به نور اونجا عادت نکرده بود، یهو احساس کردم یکی دماخش رو چسبونده به تنم و داره بو می‌کشه –آخه اون اوایل که هنوز بعضی کارا از شانگوله یاد نگرفته بودم بوی خیلی خوبی می‌دادم- از ترس داشتم توی خودم یه کارایی می‌کردم؛ حتمی می‌خواست منو یه لقمۀ چپ کنه! شاید هم می‌خواست باهام سوپ درست کنه، با هویج و قارچ و سیب‌زمینی اسلایسی! پیشبند و کارد و چنگال هم داشت، گفتم الآنه که نمک و فلفل بپاشه روم ... توی همین خیالات واهی بودم که یهوی زمین رو زیر نشیمن‌گاهم احساس کردم. کم کم چشمهام به نور اتاق عادت کرد و روشن شدم. یه اتاق آبی با سرامیکهای کوچولو-کوچولو و یه تخت و میز و چندتا کتاب دور و ورم. البته یه کامپیوتر و ضبط هم روی میز بود که انگار نقطۀ عطف اتاق بود! همۀ راه‌ها به اون کامپیوتر ختم می‌شد. یهو دیدم شانگوله از در اومد، درحالی که یه چیزایی توی دستش بود و دهانش می‌جمبید مدام، نشست پشت کامپیوتر و انگار نه انگار من اونجا حضور داشتم. بی‌تربیت، مامانش ادب یادش نداده، 2تا از اون بادومها تاروف می‌کردی منم بخورم. البته توی این یک سال به یاد ندارم شانگوله چیزی به من داده باشه بخورم. همه‌اش خودش می‌خوره، خیکـــّــی!

 

شایان خرگوشه و شایان خرسه 

1024 در 768

 

شانگوله اصلا با کسی تاروف نداره؛ فردای اون روز، دوباره شیکمم رو گرفت، با دو حرکت لُختم کرد، گذاشت سر جام! اون کُت رَپری باحالم رو تن یه خرگوش ضعیفۀ دیگه کرد، نازش کرد و ماچش کرد گذاشت بغل دستم وسط کتابخونه، یه نگاه چپ هم به من کرد! توی دلم خدا خدا می‌کردم زودتر بره بیرون... همین که از اتاق خارج شد، با 6تا لگد و 3تا مشت پریدم وسط شیکم و سروصورت خرگوشه. اونم یهو پرید یه گاز محکم از نشیمن‌گاهم گرفت که مثل موشک پریدم هوا ! حالا اون بدو، من بدو، کتابخونه رو گذاشته بودیم روی سرمون! خلاصه یهو دیدم توی کوچه بن‌بست گیر کردم. سایۀ گوشهای خرگوشه رو می‌دیدم که همینجور نزدیک‌تر و بزرگتر می‌شد ... یهو صدای شانگوله اومد و من و خرگوشه مثل فِشنگ پریدیم سرجامون تا تابلو نشه. یه ساعت هم طول نکشید که من و شایان آشتی کردیم ... شایان الآن کنارم نشسته می‌گه (به زبون خرگوشی): « خولودت خوخارک خیکــّــی »، یعنی تولدت مبارک خوشکله!

 

شانگوله رفیق خوبیه، دوستش دارم، خیلی خُل‌جونه! کارای عجیب غریبی می‌کنه، گاهی اوقات خیلی هیجان‌زده است که اینجوری خیلی باحال‌تره. گاهی با یه مَن کره هم نمی‌شه خوردش، اغلب وقتی از اون تلفن‌های نیم‌ساعته به بالا می‌زنه، همین که قطع می‌کنه اخلاقش سگی می‌شه. آمارش هم درآوردم که به کی زنگ می‌زنه! شانگوله عاشق موزیکه. فقط وقتی می‌خواد بخوابه موزیکش رو قطع می‌کنه. بعضی وقتها این موزیکهاش عذاب‌آور می‌شن مخصوصا وقتی که هوس می‌کنه آهنگ The Way I Am از Eminem رو 40 بار پشت‌سرهم گوش کنه! این شانگوله خیر سرش دانشجوه، درس نمی‌خونه که نمی‌خونه، ولی وقتی می‌ره توی کتاب دیگه بیرون نمی‌آد. از وقتی این وبلاگ رو درست کرده آدم‌تر شده، خدا رو شکر. فقط یه رفیق ناباب داره، انگار اسمش خشایاره، خیلی خوب می‌شه اگر دَکِش کنه بره. اون روز خشایاره پای منو گرفته بود این‌ور و اون‌ورم می‌کرد. خدا ازش نگذره!

 

شایان زیر پتو 

768 در 1024

 

یکی از باحال‌ترین خاطراتی که با شانگوله دارم، اولین شبی بود که قرار بود کنارش بخوابم ... چه شبی بود! چه شب سختی بود! در واقع نخوابیدم! اولش منو خوابوند روی تخت و لاحاف روم کشید. بعد یه چند دقیقه رفت مسواک زد و اومد، طبق معمول کامپیوتر و مبایلش رو خاموش کرد و بعد یهو همه‌جا تاریک شد! همچین که اومد درازشه، حواسش نبود، اشتباهی روی من خوابید، لـــــــــــــه شدم! بعد دست انداخت منو آورد کنار خودش خوابوند؛ همینجور نازم می‌کرد، هی نازم کرد، هی نازم کرد، کم‌کم خوابش برد. خیلی خوشحال بودم، خیلی زیاد! نه‌تنها احساس امنیت می‌کردم، بلکه روی یه تخت خیلی راحت زیر پتو خوابیده بودم. اولش فکر می‌کردم نصف بالشت ماله منه، نصفی ماله شانگوله. اما وقتی یه غَلت زد و له شدم، فهمیدم که همه‌اش ماله شانگوله بوده! چه شب سختی بود! وسطهای شب بود که شانگوله پتو رو زد کنار. منم دلسوز، گفتم الآنه که سرما بخوره، همین که رفتم پتو رو بکشم بالا، ناغافل شدم، اونم ناخواسته یه لگد زد، از تخت پرت شدم پایین! خوشبختانه این‌بار با نشیمن‌گاهم خوردم زمین دَردم نیومد. تا صبح لرزیدم روی اون سرامیکای سرد!

 

شایان بیچاره 

 1024 در 768

 

این چند روزه شانگوله یکمی مرموز شده، همه‌اش باهام مهربونه. نمی‌دونم چه خبره، به دلم افتاده که می‌خواد برام تولد بگیره. اما بعیده، این شانگوله از این کارا بلد نیست. هچی خدا بخواد، همون می‌شه ...

 

شانگوله‌جونم مرسی که اجازه دادی اینجا بنویسم، دوستِت دارم، تولدِ تو هم مبارک!

 

پیوست جمعه ۱۳ اردیبهشت:

خاطره که یادم نمی‌یاد ولی بابت امشب کلی ممنون به هممون کلی خوش گذشت دوستم! تولدتم مبارک Sety

زندگی پر خاطرست و خاطره از آن تو دوست عزیزم Kuri

دیشب، شایان خرگوشه جوراب دار شد. لیف حمومم که خوب کار نمی‌کرد حالا یه بابا اسفنجی دارم که خوب کف می‌کنه. یه کروات و پیراهن سِت باهاش دارم که با اون ادکلنه می‌زنم و می‌رم مهمونی، تیشرت هم دارم. از فردا هر روز اصلاح می‌کنم تا از After Shave که برام آوردن استفاده کنم. 2 -3 تا کاکتوس کوچولو داشتم که مامان‌دار شدند. کوآلای جوان یه دوستِ آویزون عین خودش پیدا کرد. عکسهایی که کفِ کِشوی کمدم ولو بود یه جای شیک پیدا کرد. مخزن شکلاتهام پر شد. یه آقایی همه‌اش بالاسرم ایستاده و ویلن می‌زنه و از همه مهمتر، شایان خرسه زن گرفت! Sean Goule

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 0:1  توسط شانگوله  | 

 

تو فکر یک سقفم

یک سقف بی‌روزن

یک سقف پابرجا

محکم‌تر از آهن

سقفی که تنپوشِ

هراس ما باشه

تو سردی شبها

لباس ما باشه

 

سقفی اندازه قلب من و تو

واسه لمسِ تپش دلواپسی

برای شرم لطیف آینه‌ها

واسه پیچیدن بوی اطلسی

 

زیر این سقف با تو از گل، از شب و ستاره میگم

از تو و از خواستن تو، میگم و دوباره میگم

زندگی‌مونو زیر این سقف، با تو اندازه می‌گیریم

گم میشم تو معنیِ تو، معنی تازه می‌گیریم

 

سقف‌مون افسوس و افسوس

تن ابر آسمونه

یه افق، یه بی‌نهایت

کمترین فاصله‌مونه

 

تو فکر یک سقفم

یک سقف رویایی

سقفی برای ما

حتی مقوایی

 

تو فکر یک سقفم

یه سقف بی‌روزن

سقفی برای عشق

برای تو و من

 

سقفی اندازه قلب من و تو

واسه لمس تپش دلواپسی

برای شرم لطیف آینه‌ها

واسه پیچیدن بوی اطلسی

 

زیر این سقف، اگه باشه، می‌پیچه عطر تنه تو

لختی پنچره‌هاش رو، می‌پوشونه پیرهن تو

زیر این سقف، خوبه عطر، خودفراموشی بپاشیم

آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پاشیم

 

سقف‌مون افسوس و افسوس

تن ابر آسمونه

یه افق، یه بی‌نهایت

کمترین فاصله‌مونه

 

تو فکر یک سقفم ... فرهاد، شعر، جاودانه

 

دو آهنگ درخواستی برای سپهر، اولیش آهنگ فیلم Kill Bill

Bang Bang (My Baby Shot Me Down) - Nancy Sinatra

Chasing Cars - Snow Patrol

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 22:52  توسط شانگوله  | 

 

بیا با هم تاق بزنیم، عشق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 21:57  توسط شانگوله  | 

 

چه کنم که عاشقم شی؟

What have I got to do to make you love me

What have I got to do to make you care

What do I do when lightning strikes me

And Sorry Seems To Be The Hardest Word - Elton John

Sorry Seems To Be The Hardest Word – Blue (feat. Elton John)

Its sad, so sad

Why can’t we talk it over

more …

 

 Sorry Seems To Be The Hardest Word - Elton John

 

این شاهکارِ سال 1987 آقای Elton John که Blue بازخوانی کرده رو کسی درخواست نکرده بود، جز خودم.

شما به کسی که آهنگ Shape of … از Sting رو نداشته باشه چی می‌گین؟! آهنگی که سال 1993 در آلبوم Ten Summoners's Tale این خوانندۀ دوست‌داشتنی به بازار اومد؛ و یک سال بعد با ریتم سوزناکش در پایان فیلم The Professional (Leon) اشک همه رو در آورد. آهنگی که با هارمونیکا (سازدَهنی) تک تک سلولهای مغزت رو قلقلک می‌ده، یاد پاهای آویزون ناتالی پورتمن از راه‌‌روی دم در خونه‌شون -با اون پوتین نازش- می‌افتی که با ریتم آهنگ تاب می‌خورند...

n’ if I told u that I loved u

You'd mayB think there's sth wrong

That's not the shape, the Shape of My Heart – Sting

 

3 آهنگ درخواستی دیگه در ادامۀ درخواستهای عروسک کوکی اینجا آوردم. آهنگهای نسبتاً قدیمی، معروف و جاودانه...

Taller than the tallest tree is

Thats how its got to feel

Deeper than the deep blue sea is

Thats how deep it goes - if its real

All the Way - Celine Dion (feat. Frank Sinatra)

Lady Darbanville – Cat Stevens

When I Need You – Rod Steward

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 22:6  توسط شانگوله  | 

 

چیزی که دارین می‌خونین، ممکنه باور نکنید، ممکنه میخ‌کوب بشید روی صندلی‌؛ و البته امکانش هست که دیگه این دور و ورا پیداتون نشه.

اولین بار که آهنگ Hotel California رو گوش دادین، یهو موهای تن‌تون سیخ نشد؟! شده تا بحال با گوش دادن آهنگ موهای تن‌تون سیخ‌سیخی بشه مثل موهای بعضیا؟ این اتفاق بارها و بارها برای من افتاده. پس قبول دارین که موسیقی می‌تونه تاثیر عمیقی روی احساست آدم بگذاره.

دیروز سعید حرفهای عجیب و غریبی در مورد یه چیزی به نام «i-doser» می‌زد (اسمش خیلی شبیه به iTunes، نرم‌افزار پخش موزیک و پشتیبانی خرت‌و‌پرت‌های شرکت Apple ه.) می‌گفت یه نرم‌افزاره که وقتی آهنگهاش رو گوش می‌کنی یه جوری می‌شی! خودش هنوز تجربه نکرده بود. ازم خواست تا برم دنبالش و آهنگهاش رو دانلود کنم. منم که کنجکاو ( و جوگیر!) سریع دنبالش رو گرفتم، و وقتی فهمیدم i-doser چیه، - فکّم روی زمین - جلوی مانیتور میخ‌کوب شدم. حالا i-doser چیه؟

اواخر قرن نوزدهم دانشمندا روی binaural beats مطالعه می‌کردند. این که گفتم چی بود؟ binaural beats آهنگیه که تشکیل شده از دو صدای مشابه که از نظر فرکانس 1 تا 20 هرتز با هم تفاوت دارند و هر کدوم از یه طرف هدفون پخش می‌شوند. یعنی مثلاً در هر لحظه صدایی که از گوشی راستی می‌شنوی 10 هرتز با صدایی که از چپی می‌شنوی تفاوت داره. وقتی این دو صدا توسط گوش به سیگنالهای الکتریکی تبدیل می‌شوند و به مغز ارسال می‌شوند ممکنه هوشیاری فرد با توجه به پالسهای صوتی تغییر کنه. اکثر افرادی که اینجور صداها رو تجربه کردند، گفته‌اند که این باعث آرامش اونها شده، اما عده‌ای هم گفتند که براشون توهم‌زا بوده! آره، بعضی‌ها اون رو موسیقی مخدر دونستند.

i-doser برنامه‌ای که توسط یه کمپانی -که آخر هم اسمش رو نفهمیدم- عرضه می‌شه و binaural beats که در اینجا «dose» عنوان شده پخش می‌کنه. پسوند دُزها «drg» که همینطور که حدس می‌زنین، مخفف Drug File هست. گفته شده که افرادی که این آهنگها رو تجربه می‌کنند به سه گروه تقسیم می‌شوند؛ کسانی که حساسند، افرادی که در اصل حساس نیستند، و افرادی که در مقابل اثرات اون مقاومند. در ضمن کمپانی گفته که این آهنگها برای ترک مواد مخدر می‌تونه به دوستان اهل دود کمک کنه. البته هر مدل مواد مخدر جدیدی که می‌آد از این حرفها زیاد در موردش می‌شنویم، پس جدی نگیرید و پیشنهاد می‌کنم دنبالش نرید.

این برنامه رو می‌شه رایگان دانلود کرد، اما doseهای مربوطه رو دونه‌ای 3 دلار می‌فروشند و هر dose رو نمی‌شه بیشتر از یک‌بار گوش کرد. «فرشتۀ خواب» یا «دستِ خدا» نام بعضی از دُزهاست؛ چیزهای دیگه هم هست که اگر اینجا بنویسم ممکنه فیلتر بشم! متاسفانه یا خوشبختانه من هنوز آی-دُزر رو تجربه نکردم -اگرچه بیش از 70تا دُز دارم- چون این برنامه با ویندوز ویستا مشکل داره. به هر حال مخدر، مخدره! به هر شکلی که باشه و سلامتی یه چیز دیگه‌ست.

 

i-doser 

 

با تمام این حرفها، از اونجایی که من این غریزۀ کنجکاوی و جوگیریم رو نمی‌تونم کنترل کنم، در اولین فرصت یه دُز با بلندگو (نه هدفون) گوش می‌دم. خدا رو چه دیدی، شاید شغل شریف قاچاق موسیقی مخدر رو در پیش گرفتم. شاید این وبلاگ تعطیل بشه و یه وبلاگ دیگه با عنوان Have A Nice Dose! راه بندازم...

 

IDoserSetup.exe (Nice Link has been Created! Try it!)

Sleeping Angel.drg

Hand Of God.drg

References:

i-doser.com

collegecritic.net

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 15:3  توسط شانگوله  | 

 

تا بحال شده اسم خودت رو Google کنی؟ فکر می‌کنی احمدی‌نژاد وقتی اسمش رو توی Google جستجو می‌کنه چی می‌بینه؟ کلیک کنید!

 

پی نوشت:

میخواستم از جملات قصار ایشون در رابطه با جراحی اقتصاد بنویسم، اما این جذابتر بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 19:29  توسط شانگوله  | 

 

«برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر امکان‌پذیر نمی‌باشد.»

 

یه اقیانوس مفهوم توی این جمله خوابیده؛ بسته به اینکه چطور برداشت کنی

* با تشکر از D.A به خاطر وارد کردن Pin Code اشتباه و گم کردن اسناد آن و پرداخت نکردن قبض موبایلِ گوشت‌کوبش.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 21:49  توسط شانگوله  |