[این یک همنویسیست؛ شانگوله با رنگ مشکی، کسری با رنگ خاکستری]
برندنبرگ* در چهل کیلومتری غرب برلین، یک شهر زیبای تاریخیست که عمیقاً با نام مرزبانان**، شهرداران و پادشاهانش گره خورده است.
اما در واقع، این موسیقیست که نام این شهر را زنده نگه داشته؛ نسخه خطی شش کنسرتی که رهبر موسیقی دربار کوتن، یوهان سباستین باخ***، در 24 مارس 1721 به کریستین لودویگ، مرزبان برندنبرگ اهدا کرد. باخ آنها را «Concerts Avec Plusieurs Instruments» نامید (یعنی کنسرتهایی با سازهای مختلف). و این فیلیپ اسپیتا، دومین زندگینامهنویس باخ بود که 150 سال بعد بر آنها نام جذاب «Brandenburg Concertos» را نهاد.
دقیقاً مشخص نیست که باخ به چه دلیل این شش کنسرتو را به مرزبان برندنبرگ اهدا کرد. یقیناً این کار را برای منافع مالی انجام نداده است. زیرا باخ از چهار سال قبلتر به رهبری موسیقی دربار پرنس لیوپولد در کوتن منصوب شد. وی دربارۀ پرنس مینویسد:«ما هر دو موسیقی را درک میکردیم و گرامی میداشتیم. او پرنس رئوفی بود و قصد داشتم تمام روزگارم را با او سپری کنم. اما اعلاحضرت با پرنسس برنبرگ ازدواج کرد و از علاقه او به موسیقی کاسته شد؛ پرنسس سرگرمی جدیدش بود»
و اینگونه بود که شش کنسرتو را برای رهایی از کوتن و رسیدن به مقامی دیگر پیشکش داد. وی در آخرین بند اهدانامهاش مینویسد:
“Que je n’ai rien tant à cœur, que de pouvoir être employé en des occasions plus dignes d’Elle et de son service”
«هیچ چیز ارزندۀ دیگری در قلبم باقی نمانده که آن را بکار نبرده باشم.»
چیزی مشخص نیست، حتی این که مرزبان برندنبرگ برای این نسخههای خطی از باخ تشکر کرد یا نه. اما میدانیم که در آن زمان دربار برندنبرگ فقط 6 نوازنده داشته پس احتمالاً در آنجا اجرا نشده است. حتی شواهدی از اجرای کنسرت در کوتن نیز در دست نیست. پس از مرگ باخ، اینها در مقدمه پیانو کنسرتوهای مدرن اجرا میشد. اما این کنسرتوها، در واقع، با ظهور گرامافون شهرت یافت و اولین بار در سال 1936 به رهبری ادلف بوش ضبط شد.
بیاید برگردیم به کوتن؛ پرنس لیوپولد که علاقۀ زیادی به موسیقی داشت از سفرهایش به ایتالیا و هلند، قطعاتی برای باخ به ارمغان میآورد تا در دربار اجرا کند. به این ترتیب، شش کنسرت بنرندنبرگ نه فقط زیبا، بلکه قطعاتی بینهایت جذاب هستند، ما را به سوی گنجینۀ موسیقیدانی میکشاند که عامل نوآوری و احساس سنتگرایی را برای خلق یک کار نو و ممتاز تلفیق میکند.
گیرایی اینها را زمانی که به کنسرتو چهارم رسیدم دریافتم. اما بهتر است ترتیب را حفظ کنیم:
کنسرتو شمارۀ یک در فا ماژور (BWV 1046) : شاید اهمیت اصلی این کنسرتو صدای ویولن-پیکولو باشد. البته تنها کنسرتویی است که چهار موومان دارد ولی مشهورترین و شاید زیباترین اثر نواخته شده با ویولن-پیکولو است. موومان چهارم شامل منوئه و تریو است و تکرارهایی از همان دو رقصی ریتمیک در 3/8 به وجود آورده. در قسمت اداجیو، هورنها ساکت هستند و ابوا و ویولن-پیکولو به کار خود ادامه میدهند.
کنسرتو شمارۀ دو در فا ماژور (BWV 1047): زیبایی این قطعه را بهتر از همه، کسانی که «صفحۀ طلایی****» را تنظیم میکردند فهمیدند. این قطعه در ابتدای این صفحه قرار داشت. صدای اصلی حاضر در فضای قطعه ترومپت (به جز قسمت دوم) است و تقریبا واضح است که این قطعه با الهام از ترمپتزن کوتن، جان لودویک شریبر نوشته شده است. ممکن است با شنیدن آن حس کنید در میان تعداد زیادی صدا گم شدهاید!
کنسرتو شمارۀ سه در سل ماژور (BWV 1048): قسمت اول و سوم این قطعه در مقایسه با قسمت دوم جذابیت زیادی به همراه ندارند. در قسمت دوم از کانداس در فریژین***** استفاده شده که قسمتهای اول و دوم را به هم وصل میکند.
کنسرتو شمارۀ چهار در سل ماژور (BWV 1049) : ویولن و ریکوردر صداهای اصلی این کنسرتو هستند. این کنسرتو مطابق آخرین اثر از شش کنسرتو هارپسیکورد باخ است. در ابتدا ویلن رهبری گروه را در دست دارد و سپس ریکوردر و بقیه ساز ها در پس زمینه هستند. تا قسمت آخر که سازهای زهی شروع به زدن فوگ پنج صدایی کرده و با تاکید بر صدای ویولن به انتها میرسد.
کنسرتو شمارۀ پنج در ره ماژور BWV 1050)) : هارپسیکورد این قطعه به خوبی صدای یک هارپسیکورد خوب و نوازندۀ خوب (و البته خبره) را نشان میدهد. قسمت آخر هم رقصمانند و با طعم فرانسوی است.
کنسرتو شمارۀ شش در سی بمل ماژور BWV 1051)) : کانون ابتدایی را دو ویولا در فاصله ای نزدیک می نوازند. ملودی زیبا و آرام این قطعه نشانۀ قدرت آهنگسازی باخ است.
Bach - (01) Concerto No. 4 in G Major – Allegro
Bach – Brandenburg Concertos No. 1,2,3 - CD1
Bach – Brandenburg Concertos No. 4,5,6 – CD2
* مناطق: Kothen، Brandenburg، Bahrenburg
** Margrave، لقب اشرافی بین کنت و دوک
*** اشخاص: Johann Sebastian Bach، Christian Ludwig، Philip Spitta، Prance Leopold، Adolf Busch، Johann Ludwig Schreiber
**** صفحه گرامافونی که حاوی صداها و موسیقی زمین بود و در فضا پیمای ووییجر دوم به خارج فضا برده شد.
***** از مدهای کلیسایی که از نت می شروع شده و بالا میرود که نباید با مد یونانی هم نام آن که از ره آغاز میشود اشتباه شود.
این یک قطعۀ زیبا از موسیقی پولیفونیک است. منوئت یک رقص سه ضربی قدیمی است.
یوهان سباستیان باخ، معروفترین فرد از یک خانوادۀ بزرگ موسیقیدان است. در کودکی پدر و مادرش را از دست داد و برادر بزرگترش سرپرستی او را به عهده گرفت و نیز به او موسیقی آموخت. گرچه سباستیان جوان بود، در تمام کشورش به عنوان یک معلم، نوازندۀ ارگ و رهبر ارکستر شهرت یافت, اما پس از مرگش بود که مردم دنیا دریافتند که چه آهنگساز بزرگی را از دست دادهاند. باخ یکی از پرکارترین موسیقیدانان جهان است. او سازهایی که نواختن آنها را در کودکی آموخته شامل ویلن، هارپسیکورد، کلاویکورد و ارگ و آواز و حتی زبان لاتین درس میداد؛ ارکستر و دستههای کُر را رهبری میکرد و حتی سازهایش را خودش تعمیر میکرد. گرچه همیشه مشغول کار بود اما همواره نیز برای موسیقی نوشتن فرصت داشت. این جملۀ متواضعانۀ او مشهور است: «هرکس به اندازۀ من کار کند، مانند من کامیاب میشود.»
بخشی بزرگ از آثاری که او آفریده برای سازهای کلاویهای است (ارگ، هارپسیکورد و کلاویکورد) هارپسیکورد و کلاویکورد سازهایی شبیه به پیانوی امروزی بودند که قبل از اختراع پیانو رواج داشتند. امروز چون هارپسیکورد و کلاویکورد سازهای مهجوری هستند، آثار باخ را با پیانو اجرا میکنند. او برای شاگردان قطعات زیادی تصنیف نکرده است. آثار او را برای هر سازی مینویسند و پس از تمرین و ممارست فراوان اجرا میکنند. قطعهای که در این کتاب آمده است از آلبومی گرفته شده که او و همسرش برای درس موسیقی به فرزندان خودشان جمعآوری کردهاند.

این مقدمۀ دفتر نُتم بود. آهنگ ضبط کردن واقعاً کار سختیه!! هیچ چیز به اندازۀ کلید RECORD آدمو مسترس* نمیکنه! به هر حال، گوش کنید منوئت را. به قول سامان، «دستپخت خودمه!»
* اسم مفعول استرس!