تبليغاتX
! Have a Nice Day - در جستجوی گنج - 6

 

با اینکه به این نتیجه رسیدم که باید خدا رو شکر کنم که از پدر و مادری مسلمان زاده شدم، اما قصد دارم یک بار هم که شده امتحانش کنم...

در تمام نقاط دنیا، از غرب تا شرق، شمال تا جنوب، انسانها با نژادهای رنگارنگ به حقیقتی غیر مادی اعتقاد دارند. انواع ارواح، رب‌النّوع‌ها، موجودات ماوراالطبیعه، کوفت و زهرمارهای دیگری که شناسایی آنها نمی‌تواند موضوع پروژه کارشناسی من باشد! صرف نظر از اینکه اینها را در قالب دین دسته‌بندی کنیم، یا خرافات یا برگرفته از غرایز، اینها وجود دارند و نکته مهم این است که معتقدانشان به آنها اعتقاد عمیق دارند، در حد ناموس! همین تضمین خوبیست برای زنده نگه داشتن مراسم دینی-خرافی هر دین‌واره* که اغلب برای ارتباط با آن حقیقت غیر مادی انجام می‌شود. و اینجاست که نمادها به آن رنگ و لعاب می‌دهند. دین خودمان نیز آداب و رسومی دارد که به وفور می‌توان در آن نمادهای جالب شناسایی کرد، گرچه مساله اصلی ارتباط خالصانه با آن حقیقت غیرمادی است که در اینجا -خوشبختانه- خداست، یا لااقل خدا خوانده می‌شود. اما برقراری ارتباط کار ساده‌ای نیست؛ مثلا بومیان آفریقا در مراسم عجیب و غریبی با جویدن ساقۀ گیاه چات نئشه می‌شوند، و روح فلان در آنها نفوذ می‌کند. سرخپوستان امریکای شمالی از عصارهء کاکتوس استفاده می‌کنند. بعضی از فرقه‌های دراویش خودمان با الکل به این حالت می‌رسند. البته موسیقی نه تنها کاتالیزر، بلکه جز اصلی این مراسم است! و این باعث می‌شود خلاف میلم به مولانا شک ‌کنم وقتی در سماع می‌خواند:

«مرده بدم

زنده شدم

گریه بدم

خنده شدم

دولت عشق

آمد و من

دولت پاینده شدم»

 

این شک باید باطل باشد. خلاصه مطلب اینکه باید خدا رو شکر کنم که از پدر و مادری مسلمان زاده شدم که از مجموعه این آداب و رسوم خلسه‌بازی معاف بودم. اما قصد دارم یک بار هم که شده یکی را امتحان کنم!

 

* این واژۀ من درآوردی ترکیبیست از دین، مکتب، فرهنگ، خرافات و هر چارچوبی که در انسانها اعتقادات ناموسی به وجود می‌آورد!

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 23:58  توسط شانگوله  |